X
تبلیغات
رایتل

نهیب

سه‌شنبه 12 شهریور‌ماه سال 1392 ساعت 09:59 ب.ظ

اینروزها زیاد یاد کسانی که نیستن میافتم مثلا ناصر عبدالهی ،خسرو شکیبایی ،ناخوداگاه یاد صداشون میافتم ،یکی نوشته بود اخرین روزها خسرو شکیبایی توی هرفیلمی که بهش پیشنهاد میشد بازی میکرد شاید به این دلیل که میخواست تا جایی که میتونه شرایط رفاهی رو برای خانواده ش بهتر بکنه ...ولی من فکر میکنم اون تا اخرین لحظات نقش ها رو قبول میکرد برای اینکه تا جایی که میتونه توی خاطرات ادم ها بمونه ... 

من همیشه فکر میکنم ادم ها دو دسته اند یا علاقه به کارهایی دارند که دستی است یا علاقه به کارهایی دارند که صدایی است  

بعد ادم فکر میکند به کسی که اولین بار گفته است تنها صداست که میماند ... 

 

ارتباط من با ادم ها شاید دلتنگیم بیشتر برای ادم هایی ست که بیشتر میبینمشون و بیشتر باهاشون در ارتباط هستن به جای اینکه دلم برای کسانی که سالهاست ندیدمشون ،تنگ بشه ... 

  

*میدانید ادم ها بعد از دهه ی 30زندگیشون ،اکثرا یاد زندگی های نکرده شون میکنن تا زندگی ای که کردن ،به قول نویسنده ای ادم ها بیشتر از اینکه ناراحت انجام کارهایی که کردن باشن نگران و ناراحتن به خاطر کارهایی که نکردن ... 

 به خاطر همین خیلی از ادم هایی که توی میانسالی هستن کارشون رو ترک میکنن ،طلاق میگیرن ،یکجورهایی افسار گسیخته عمل میکنند... 

اما برای کسانی که زیر 25 سال هستن یکجورهایی زندگی یک بازی و دوران ابدی هست ،انگار هیچچی نمیتونه ارامش و شادی رو از اونها بگیره و یکجورهایی دورریز زندگیشون زیاده  

 

اینقدرها که ادم جلب این نوشته میشه ،شاید این نوشته ی امیراقایی بهش نهیب نزنه!

 

 

*این آهنگ رو هم دوست دارم (+)

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

کد قفل کردن راست کلیک