X
تبلیغات
رایتل

جهت نشان دادن حال و روز!

یکشنبه 7 مهر‌ماه سال 1392 ساعت 09:26 ب.ظ

*دارم آهنگ خواجه امیری رو که برای امید عباسی  خونده رو گوش میدم (+) همینطوری وبلاگهای تازه آپ شده رو از این ور و اون ور باز میکنم صدای اهنگی میپیچه که باعث میشه چنددقیقه ای اهنگ قبلی رو قطع کنم و اینو گوش بدم... هرچند که نظری در رابطه با وبلاگ ندارم چون مخاطبش نبوده ام ... 

 

*باید از وضع و اوضاع سیـــــ اسی یکم دور بشم اینطوری تقریبا خودم نابود میشم! ...

 

*دیروز میخواستم از کارم همین کار پروژه ایم استعفا بدم یا انصراف ...هرچی به مدیرش گفتم خسته م! دارم خیلی اذیت میشم!میخوام فاصله بگیرم!دور بشم ...به خرجش نرفت که نرفت ...از امار دروغ گفتم از عذاب وجدان از عدم کار باکیفیت از مسئولیت پذیری ای که دیگه داره ازاردهنده میشه ! از نحوه ی دادن حقوق و کار نامشخص و...هیچکدوم فایده نداشت ... 

خسته بودم هفته ی گذشته هم درگیری شدید با یکی از هیئت نظارت داشتم باز هیچ کدوم دلیلی نشد که اجازه بده برم کنار ،نیم ساعت تموم بحث کردم و کردم و...با تمام وجود دلم میخواست از این کار از فکرش جدا بشم ! اصلا حرفهام برای منت کشی و ناز کردن و اینها هم نبود ...دلم میخواست برگردم سرزندگی آروم خودم ...قبول نکرد ...هی گفت رویه ت رو عوض کن دیدت رو تغییر بده اینقدر خودت رو اذیت نکن و روی تصمیمت تجدید نظر کن ...حقیقتا آخرش بعد از اینهمه بحث و اصرار ،دیگه نتونستم کار رو تحویل بدم و رها بشم ...  

 

*من از هرچیزی که زندگیمو از روال عادیش خارج بکنه! حتی اون چیز ،خوب باشه باز میترسم از اون تغییر از اون خارج شدن از روال ...دلم میخواد همین روزهای عادیم باشه با چاشنی کتاب و وبلاگ و نت و گهگاهی دیدارهای دوستانه و خرید و ... 

گاهی هم مهمون وقتی میاد اگر موندنش طولانی مدت نشه خوبه برای اینکه در قالب این عکس ها و این لینک ها دچار توهم نشم ... 

ولی از بقیه ی چیزها میترسم ... 

 

*اینجا خونه ی صادق هدایت هست ،جایی که حتی اجازه ی عکاسی رو هم نمیدن! فکر میکنم کاش میشد مثل دیار فرنگ ،اینجا هم مکان زندگی نویسندگان و شاعرا و ادم های سرشناس رو زنده و سالم مثل یک موزه نگه داشت!... 

 

 

 

*گاهی گذشت میکنیم
گاهی گذر
و ای کاش
میفهمیدند فرق این دو را !

"ناظم حکمت

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

کد قفل کردن راست کلیک