دوستان مجازی و حقیقی ام!

من از میان آدمهای مجازی تا به حال همین اخیرا دو نفر را دیده ام 

 

اولین بار در کافه وصال اقاقیا را  

و دومین بار در کافه شب نورا را! 

 

 

و هردو تجربه بسیار بسیار عالییییییییی بوده !  

 

 

حالا یک وقت هایی که دلم میگیرد میبینید همان لحظه اقاقی هم دارد به من اس میدهد و من هم به او ناخودآگاه! 

و گاه لحظه هایی که صبح هنوز بیدار نشده ام میبینی که اس داده: سلام دختر آفتاب ، خوبی؟ 

 

 

و نورا و درد های مشترکمان ... هم حسی هایمان که لابد ناشی از یکسانی ماه تولدمان هست!

 

 

 

*امروز طبق معمول با سردرد بیدار شدم و کلافه بودم که اقاقی از آن اس های مخصوص خودش زد و دلداریم داد! 

و رفتم آمپول زدم و بهترم حالا! 

 

فردا هم باید برروم آزمایش خون بدم شاید مشکل سردردم علاوه بر میگرن از کم خونی باشد! 

 

 

بهانه ی نوشتن این خط ها ، تشکر از این دو دوست عزیز و مهربون و دوست داشتنی ام بود

نظرات 1 + ارسال نظر
اقاقیا جمعه 22 دی‌ماه سال 1391 ساعت 12:41 ق.ظ

عزیزم چون خودت خیلی خوبی و مهربونی همه رو مثل خودت می بینی ... منم دقیقا همون لحظه هایی که دلم می گیره که یکی باشه تو هستی برام ... و برای این موضوع خدا رو شکر می کنم ... ببخشید که دیر میام بلاگفا ... شاید دوباره درست شم !

ایییییییی عزیزمممممم

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد